میلاد وزیری در گفت و گو با تیتر کوتاه: اتفاق تلخ ۱۴۰۳؟ کوچکتر شدن سفره مردم
۴۵۰ میلیون تومان فقط برای یک کمان! دلار و هزینه تیروکمان با هم بالا می رود
همیشه فقط بحث مالی برای مهاجرت ورزشکاران نیست، بحث این است که بداند دیده می شود، قدرش را می دانند و قرار نیست در حقش اجحافی صورت گیرد، همین ها باعث مهاجرت نکردن ورزشکار می شود؛ ولی متاسفانه ما خیلی وقت ها در خیلی از فدراسیونها شاهد این ندیده گرفتن ها بودیم و حتی گاهی شاید بارها برای خود من هم پیش آمده که بعضی از حتی مدیران و بعضی از افراد بالادستی که تمایلی به نتیجه گرفتن ورزشکار ندارند انرژی های منفی منتقل می کنند و حتی از باخت ورزشکار خوشحال هم می شوند

گروه ورزش تیترکوتاه – نسیم شیرازی: سال ۱۴۰۳ سال شیرین و در عین حال سختی برای قهرمان و مربی تیراندازی با کمان ایران بود، صحبت از «میلاد وزیری» است، او که از شرایط دشوار پیش از پارالمپیک توانست دو مدال را از پاریس به خانه بیاورد بعد از پارالمپیک با نوع عجیب و غریبی از تغییر از تیم تحت هدایتش بدون خداحافظی متوجه جدایی اش شد! ولی او در این باره سکوت کرد و تمرکزش را روی لیگ برتر گذاشت تا بار دیگر تکرار قهرمانی اش با دانشگاه آزاد را جشن بگیرد و نشان دهد اهدافش مهم تر از رفتاری است که اختیاری برای تغییرش ندارد!
وی در پارالمپیک پاریس با سه چهره جدید پا به این آوردگاه بزرگ ورزشی گذاشت، دو مدال تاریخی را که تا کنون کسب نشده بود با همین نفرات جدید برای تیم ملی پاراکمان به ارمغان آورد. ولی حالا او بدون نگاه به شگفتی که خلق کرد و پاسخ عجیبی که در مقابلش گرفت، امیدوار است با کشف و پرورش استعدادهای جدید باعث اعتلای رشتهی ورزشیاش شود، رشتهای که گرچه با هر روز بالاتر رفتن ارز و دلار، کم جان تر و کم اقبال تر می شود ولی میلاد وزیری با ساختن ورزشکاران مستعد امیدوار است نگاه ویژه مدیران را هم همراه تیروکمان داشته باشد تا استعدادهایی مانند چهرههای جدید پارالمپیکی که یکی از آن ها توسط همین سرمربی به تیم ملی معرفی شد، بیشتر دیده و شناخته شود.
در ادامه گفت و گوی تیترکوتاه با میلاد وزیری ورزشکار و مربی به نام تیروکمان ایران را خواهید خواند.
سال ۱۴۰۳ برای زندگی شخصی و ورزشی شما چطور گذشت؟
از نظر ورزشی بسیار سنگین و پرکار بود، با توجه به مسئولیتی که برای تیم پارالمپیک بر عهده ام بود شرایط خیلی دشواری را از اوایل اسفند سال ۱۴۰۲ گذراندم، تیمی بحران زده را تحویل گرفته بودم که از نظر روانشناسی هم نیاز به کار داشت چون با وجود گذشت دو سال از بازیهای پاراآسیایی هیچ اردویی نداشتند، دو سال دوری از رقابت ها فشار روانی سنگینی را برای ورزشکاران ایجاد کرده بود و از سوی دیگر تیم در بلاتکلیفی این که بالاخره زیر نظر فدراسیون تیراندازی با کمان و یا فدراسیون جانبازان و توان یابان فعالیتش را ادامه می دهد، به سر می برد.
کادر فنی مشخصی نداشتیم و تیم به طور کامل رها شده بود. ولی خداراشکر توانستم فقط در شش ماه با کمک دوستان و همکارانم تیم را سر و سامان دهم، مشکلات زیادی حتی برای اعزام پشت سر گذاشتم، مشکلاتی از قبیل امکانات خیلی کم تا جایی که حتی در آن حدود شش ماه مشکل زمین تمرین هم داشتیم ولی با این حال ۹ اردو برگزار کردیم، اردوهایی که تمام کشورها با خیال راحت در زمین اختصاصی خودشان با بهترین امکانات گذراندند ولی ما حدود چهار یا پنج زمین در شهرهای مختلف عوض کردیم تا بتوانیم اردوها را به سرانجام برسانیم؛ همین سختی های فراوان زمان و انرژی زیادی از ما گرفت که البته با وجود تمام این مشقت ها نتایج درخشانی را در پارالمپیک پاریس به دست آوردیم.
-همان طور که اشاره کردید، سال ورزشی سختی را گذراندید، اول سختی و چالش های پارالمپیک و بعد ماجرای عجیب تغییر سرمربی که به نوعی حتی اگر قرار بر انجامش بود بسیاری معتقدند شیوه انجام آن مناسب کادر فنی که دست پر از پاریس برگشت، نبود. نظر شما؟
فدراسیونها مختار هستند که با عدهای طی تاریخی کار کنند و بعد از مدتی هم کار نکنند ولی متاسفانه نوع رفتارها حرفهای نبود، معتقدم ماهیت ورزش قبل از قهرمانی، پهلوانی است، در باشگاه خودم هنگام کار با بچهها سعی می کنم اولین چیزی که در حد توانم می دانم به آن ها آموزش دهم؛ یعنی احترام و قدرشناسی؛ اگر این اتفاق نیفتد در نهایت رسیدن به آن مسیر و مقصد که هدف های بزرگ تر را در دل خود دارد خیلی دشوارتر خواهد شد.
شخصیت من به گونه ای است که همیشه تلاش کردم با عملم حرف هایم را بزنم، عملکرد شش ماهه من کاملا مشخص است، گوشه ای از آن معرفی چهره مدال آور جدید به تیم ملی پاراکمان بود. چهره هایی مانند «فاطمه همتی» که از ورزشکاران خوب کشور بودند را کشف و به تیم ملی معرفی کردم که در اولین حضور پارالمپیکی اش با تلاشی تاثیرگذار توانست مدال را با وجود مشکلاتی که چه در داخل و چه خارج داشتیم، کسب کند و حتی بعد از آن کاندیدای بهترین ورزشکار سال فدراسیون جهانی و کاندیدای بهترین ورزشکار سال ایران شد.
«محمدرضا عرب عامری» هم در اولین حضور پارالمپیکی اش توانست مدال را به دست آورد، افزایش رکوردهای بچه ها در اردوها مشهود بود و رکوردهایی در حد جهانی ثبت شد، در ادوار گذشته پارالمپیک همیشه تیم پاراکمان متکی به یک نفر بود که همیشه مدال فقط توسط همان یک نفر کسب می شد ولی خداراشکر ما در این دوره با وجود اینکه این فرد را کنار تیم نداشتیم توانستیم نتایج درخشانی را به دست آوریم. به همین حرف ها بسنده می کنم و نمی خواهم در مورد عملکرد فدراسیون در مورد نحوه تغییر صحبت کنم.
مشکل اصلی ورزش ایران، نبود اسپانسر و حامی مالی به ویژه در رشته هایی مانند تیراندازی با کمان همیشه بود و هست، این وضعیت را چطور می بینید؟
هیچ رشته ورزشی نمی تواند بدون حامی در دنیای حرفه ای ورزش که همه چیز به سرعت پیشرفت می کند جلو برود، به خصوص در رشته تیروکمان که یک دست کامل کمان حرفهای نزدیک به ۴۵۰ میلیون هزینه اش است، ورزشکاران حرفه ای و ملیپوشان دیگر کشورها حداقل دو کمان حرفهای دارند و حداقل هزینه مصرفی شان سالانه حدود سیصد، چهارصد میلیون تومان به غیر از کمان است یعنی یک ورزشکار سالانه یک میلیارد و پانصد میلیون تومان هزینه تجهیزات ورزشی اش می شود و این جدای از هزینه های زندگی، تحصیلی، پس انداز و ... است که اگر این هزینه برای ورزشکاران حرفه ای ما تامین بشود آن ها با خیال راحت تر می توانند تمرین کنند.
پیشنهاد شما برای حل این مشکل چیست؟
راهکارش این است که به بخش های خصوصی اجازه و فرصت ورود برای حمایت به ورزش را بدهیم، به طور مثال در گذشته بخش خصوصی به شرط سرمایه گذاری در ورزش از مالیات معاف یا مشکلات مالیاتی اش برطرف میشد، آن موقع بخشهای خصوصی رغبت زیادی برای ورود به ورزش حرفه ای و اسپانسری داشتند، در کنار آن دیده شدن اسپانسرها هم بسیار مهم است، مسابقات و پخش مستقیم های با کیفیت تری باید برگزار شود. به جرات می توانم بگویم پخش مستقیمهایی که در ایران الان انجام می شود متاسفانه حرفهای نیست، کیفیت پایینی دارد و کارگردانی درستی انجام نمی شود تا جایی که خودم هم با وجود چندین سال کار در این رشته واقعا رغبتی به دیدن مسابقات تیروکمان از تلویزیون ندارم، تمام این موارد باعث می شود بخش خصوصی هم رغبتی به حضور در تیروکمان نداشته باشد.
امسال هم با دانشگاه آزاد قهرمان شدید، از تکرار قهرمانی هنوز هم به اندازه قهرمانی اول خوشحال می شوید یا دیگر عادی شده است؟
همیشه تلاشم را می کنم تا در هر مرحلهای که مسئولیتی به من محول می شود چه به عنوان ورزشکار و چه بعنوان مربی بهترین نتیجه را بگیرم، هنوز هم بعضی وقت ها یک جوری از یک سری مدالها خوشحال می شوم که انگار اولین مدال زندگی ام است و ذوق بار اول را دارم، قهرمانی با دانشگاه آزاد هم برایم لذت بخش است، البته چندین سال است که بارها گفتم و باز هم می گویم پتانسیل دانشگاه آزاد باید حفظ شود و تمایزی بین تیم اول و حتی تیم دوم قایل باشند، تیمی که قهرمان می شود حداقل باید بتواند در مسابقات کاپ آسیا با عنوان همان تیمی که در لیگ مقام آورده شرکت کند که همین باعث حفظ و بیشتر شدن انگیزه باشگاه ها و ورزشکاران آن تیم خواهد شد، انگیزه که بیشتر شود کیفیت رقابتها بالاتر می رود و در نهایت موجب پیشرفت و ارتقای تیم ملی کشورمان خواهد شد.
تمام مطالبات تان از فدراسیون، باشگاه، وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک پرداخت شده است؟
یک بخشهایی انجام شده و یک بخشهایی هم برای کادر فنی ما اشتباه انجام شده است که امیدواریم این اشتباه اصلاح و به صورت درست انجام شود.
تجهیزات کامل تیر و کمان نزدیک ۳۵۰۰ تا ۴۰۰۰ یورو می شود و به همین میزان هم نیاز است که رقم قراردادها و پاداشها بالاتر برود
قرارداد باشگاه شما نسبت به سال های گذشته بهتر شده است؟
تمام صحبت هایم درباره ورود اسپانسر در مورد قرادادهای باشگاه ها هم صدق می کند، البته که نسبت به سال های گذشته وضعیت قراردادها بهتر شده است اما با توجه به هزینه های تجهیزات و هزینههای مصرفی که چندین برابر شده چه می توان گفت؟ تجهیزاتی که تهیه می کنیم با قیمت دلار محاسبه می شود و هرچقدر ارز بالاتر می رود تجهیزات ما گران تر می شود، همان طور که گفتم تجهیزات کامل تیر و کمان نزدیک ۳۵۰۰ تا ۴۰۰۰ یورو می شود و به همین میزان هم نیاز است که رقم قراردادها و پاداشها بالاتر برود، از طرفی دانشگاه آزاد محدودیتهایی دارد که برای نحوه و شرایط پرداخت آن شاید امکانپذیر نباشد و باید تعادلی بین این قضیه به وجود بیاید، با این حال از آقای دکتر لشگری و آقای دکتر تهرانچی که این تیم را با این وضعیت سخت کشور حمایت کردند، کمال تشکر را دارم.
مدتی است که یک سری رکوردها در تیروکمان جا به جا می شود، این را نتیجه چه مواردی می توان دانست؟
عوامل زیادی باعث این اتفاق خوب شده است، یک عامل این است که بعضی از بچهها واقعا تلاش و تمرین زیادی می کنند و به جرات می توانم بگویم که تیروکمان جزو معدود رشته هایی است که روزانه نزدیک یازده تا دوازده ساعت تمرین نیاز دارد، بعضی روزها بچهها بطور میانگین روزانه نزدیک ششصد تا هفتصد تیر می زنند، این نوع تمرین یک ذهن آماده، قوی و استقامت زیاد نیاز دارد که بعضی از ورزشکاران خدا را شکر این کار را انجام می دهند، مساله مهم دیگری که باعث افزایش رکوردها شد تجهیزات به روزتر شده بچه ها بود، به طور مثال نزدیک بیست سال قبل من در تمرین رکورد ۶۸۸ را زدم که آن موقع رکورد دنیا ۶۸۷ امتیاز بود اما امروز رکورد دنیا بالای ۷۰۰ است. وقتی که من رکورد ایران را در مسابقات جهانی آمریکا شکستم ۶۶۷ با تجهیزات آن زمان بود و آن موقع با این امتیاز جزو سه یا چهار نفر اول دنیا قرار می گرفتی ولی الان تجهیزات به قدری به روزتر شده که رکوردها بالا کشیده شده است و الان با رکورد ۶۶۷ شاید جزو ۱۵ نفر اول هم نباشی. تجهیزات به روز خیلی روی شکستن رکوردها تاثیرگذار است.
۱۴۰۴ را برای تیراندازی با کمان چطور پیش بینی می کنید؟
هدفی برای ۱۴۰۴ نباید داشته باشیم! اگر می خواهیم الان کاری بکنیم باید برنامهریزی بلندمدت باشد، باید از نظر برنامهریزی، مربی، برگزاری مسابقات، حضور در مسابقات، پشتوانهسازی و حمایت ورزشکاران به روز شویم تا به امید خدا در این رشته ورزشی موفق شویم. این رشته مانند برداشت یک درخت پسته می ماند، وقتی درخت پسته را بکاری چهار یا پنج سال بعد محصول برمی داری، حالا باید چنین اتفاقی بیفتد تا برای المپیک لسآنجلس و حتی المپیک بعد از آن بتوانیم روی سکو حضور پیدا کنیم.
هدف شما برای سال آینده؟
روی چند ورزشکار آینده دار با رده سنی خوب کار می کنم که امسال اسم شان در تیروکمان خیلی شنیده خواهد شد و پشتوانه خیلی خوبی برای تیم ملی می توانند باشند، از نظر روانی هم از همین حالا با آن ها کار می کنیم تا رکوردهای خیلی خوبی را بزنند.
تلخ و شیرین سالی که گذشت برای شما؟
شیرینی سال ۱۴۰۳ مدال های پارالمپیک بود و تلخی سال گذشته هم به مردمی که سختی های زیادی کشیدند بر می گردد، سفره مردم کوچک تر شد و آرزویم این است که در سال جدید با همت مردم و مسئولان سفره مردم بزرگ تر شود و قلب مردم سرشار از شادی باشد.
پایان سال ۱۴۰۳ باز هم با خبر مهاجرت یکی از قهرمان های ورزشی مان همراه بود، به نظر شما چطور می شود قهرمان های ایران در کشور خودشان و با پیراهن تیم ملی ایران راهی مسابقات شوند و آیا تا کنون شما هم حتی برای لحظه ای به مهاجرت فکر کردید؟
اگر ورزشکاران را حتی در صورت اشتباهات شان واقعا مانند فرزندان خودمان بدانیم شاید این مهاجرت ها کم تر شود، هیچ وقت یک پدر و مادر از حمایت فرزندش تحت هر شرایطی دست نمی کشد، اگر بتوانیم این گونه ورزشکاران و نخبه های کشور را حمایت کنیم مشکل حل خواهد شد، همیشه فقط بحث مالی برای مهاجرت ورزشکاران نیست، بحث این است که بداند دیده می شود، قدرش را می دانند و قرار نیست در حقش اجحافی صورت گیرد، همین ها باعث مهاجرت نکردن ورزشکار می شود؛ ولی متاسفانه ما خیلی وقت ها در خیلی از فدراسیونها شاهد این ندیده گرفتن ها بودیم و حتی گاهی شاید بارها برای خود من هم پیش آمده که بعضی از حتی مدیران و بعضی از افراد بالادستی که تمایلی به نتیجه گرفتن ورزشکار ندارند انرژی های منفی منتقل می کنند و حتی از باخت ورزشکار خوشحال هم می شوند! همه ی این ها باعث می شود ورزشکار زندگی اش را جای دیگری ادامه دهد و دیگر به او نمی توانیم ایرادی بگیریم. ما باید رفتارهایی که در کشور خودمان با ورزشکار انجام می دهیم را سر و سامان دهیم.
حرف پایانی و پیام نوروزی شما
با تبریک سال نو، آرزوی بهترین ها را برای مردم ایران دارم، امیدوارم که امسال زندگی شان پر رزق و روزی، رونق و پر از مهر و محبت، همراه با دلی شاد باشد و سفره شان بزرگ تر شود. امیدوارم از خوشحالی و موفقیت آدم ها واقعا خوشحال باشیم و برای همدیگر آرزوی موفقیت کنیم. باور دارم این گونه زندگی بهتری می توانیم داشته باشیم.
نظر شما